X
تبلیغات
سوپراستارسینمای ایران (( شهاب حسینی))
 
سوپراستارسینمای ایران (( شهاب حسینی))
 
 
در مورد شهاب حسینی
 

نام : شهاب الدین 
نام خانوادگی : حسینی تنکابنی
تاریخ تولد : 1352/11/14
محل تولد : تهران
تاهل : متاهل
فرزندان : امیرعلی و امیر محمد

----------------------------------------
زندگینامه
سید شهاب الدین حسینی تنکابنی درسال ۱۳۵۲ در تهران متولد شد. او اولین فرزند خانواده‌اش است و یک برادر و دو خواهر دارد. تحصیلات دانشگاهی او دررشته روانشناسی دانشگاه تهران بود که آن را به قصد مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت.

پدر شهاب حسینی

عکس پدر شهاب حسینی

من متولد شهریور 1328 هستم. شهاب فرزند اول من است و مهدی فرزند دوم. شهاب که به کار بازیگری مشغول است و مهدی هم علاقه‌مند موسیقی. غیر از شهاب و مهدی، دو دختر هم دارم. مختصر زندگی من هم به این ترتیب است که وقتی دیپلم گرفتم، برای ادامه تحصیل به دانشکده خلبانی رفتم ولی چون دو تا از برادرانم در آن زمان قبل از انقلاب سیاسی بودند، اخراجم کردند.
بعد از آن رفتم رشته زبان و ادبیات انگلیسی و سرنوشت طوری رقم خورد که دبیر بشوم. 30سال کارمند آموزش پرورش بودم. البته فعالیت‌های دیگری هم داشتم؛‌ مثل فعالیت‌های تجاری. 
در کنار این فعالیت‌هایی که گفتم، شعر هم می‌گفتم و داستان هم می‌نوشتم. حتی یادم هست چند فیلمنامه هم نوشتم اما مهم‌تر از همه، ترجمه‌هایی بود که در آن زمان‌ انجام دادم. دو سه کار، از آثار ژول ‌ورن را ترجمه کردم؛ مثل «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» و «دور دنیا در هشتاد روز» و بعد از آن به همراه  آقای سیفی قمی شروع کردیم به ترجمه کتاب «نگاهی به ایران». این کتاب را مهندس هوشنگ سیحون در خارج از کشور منتشر کرده بود و شرح دیده‌های او(طراحی‌ها و کروکی‌ها) در سفر به روستا‌های اطراف تهران، شهرستان‌ها، اماکن تاریخی و.... است.

خوانندگی شهاب حسینی

عکس شهاب حسینی و برادرش مهدی

حسینی به همراه چندی از دوستانش و همچنین برادرش سید مهدی حسینی، گروه موسیقی هفت را تاسیس کردند. تا کنون چهار مجموعه آهنگ از این گروه منتشر شده‌است که شهاب حسینی در آلبوم یک و دو به دکلمه پرداخته و درآلبوم سه و چهارخوانندگی کرده‌است.

 داستان آشنایی و ازدواج شهاب حسینی و همسرش
۲۲ساله بودم که با بچه‌های تئاتر دانشگاه تهران کار می‌کردم؛ جوانی سرگشته از طبقه ‌متوسط جامعه که به امکانات تفریحی متمولانه دسترسی نداشت. تا قبل از این‌که همسرم را ببینم، قصد ازدواج نداشتم تا این‌که روزگار ما را در برابر هم قرار داد. به او پیشنهاد آشنایی دادم اما‌ همسرم هیچ اعتقادی به اینگونه دوستی‌ها و آشنایی‌ها نداشت و گفت: اگر کسی واقعا عاشق است و تمایل قلبی برای رسیدن به دختر مورد علاقه‌اش‌ دارد، باید در این راه صادقانه گام بردارد و بنابراین موضوع را با خانواده‌ام در میان گذاشتم‌ و مصمم به ازدواج شدم. دیگر تکه‌ دوم زندگی‌ام را پیدا کرده بودم. بعد از صحبت‌های اولیه و رسم و رسومی که در این رهگذر طی می‌شود، بعد از ۴-۳ ماه نامزدی، عقد کردیم ‌اما‌ شرایط برگزاری جشن عروسی را نداشتم، از طرفی مایل بودم استقلال در زندگی را با برگزاری جشن توسط خودم آغاز کنم؛ به همین دلیل ۳ سال طول کشید تا ما به جشن عروسی برسیم.

عکس شهاب حسینی و همسرش پریچهر

از صفر شروع كردیم
 من آن زمان سیدشهاب الدین حسینی بودم. فقط همین. خلاصه اینكه ما از صفر و دركنار هم شروع كردیم. البته پدرومادر هردوی ما سعی داشتند كه دستمان را بگیرند. اما ما قرار گذاشته بودیم كه روی پای خودمان بایستیم و خوشبختانه همین طور هم شد. خلاصه اینكه من سیدشهاب الدین 22ساله و پریچهر 15 ساله زندگی مشتركمان را با تمام كم و كاستی هایش شروع كردیم و تا امروز باوجود همه سختی ها و فراز و نشیب ها در تمام مدت در كنار هم بودیم. 
 

فرزندان شهاب حسینی
شهاب حسینی و پریچهر حسینی صاحب ۲ پسر به نام‌های «محمد امین» و «امیر علی» هستند.

محمد امین:

عکس همسر و فرزندان شهاب حسینی

پسر اول او محمد امین است که در روز تولد شهاب حسینی یعنی 14 بهمن در 1382 متولد شد. محمد امین عاشق «بت من» و «اسپایدر من» است. محمد امین قشنگ ترین هدیه خدا به من و زندگی‌ام بوده است.

 امیرعلی:

عکس پسر شهاب حسینی

امیر علی حسینی، پسر دوم شهاب حسینی که ۲۰ مرداد یک ساله شده است

کافه شهاب حسینی
شهاب حسینی و همسرش یک کافه در لواسان دارند. مدیریت این کافه به عهده پریچهر حسینی همسر شهاب حسینی است.  کافه هنر طراحی و دکوراسیون داخلی جالبی دارد. نه می‌توانید بگویید شبیه خانه است نه‌می‌توانید صرفا به شکل یک کافه به آن نگاه کنید زیرا آمیزه‌ای از هر دوی این‌هاست! کافه از بیرون به شکل یک کلبه کوچک جنگلی است البته اگر با کمی دقت به اطرافش نگاه کنید متوجه قسمت دیگری در خارج کلبه می‌شوید که از چند صندلی و 2 آکواریوم بزرگ که ماهی‌های بسیار زیبایی هم دارند، درست شده که فضایی ساده اما دوست‌داشتنی را شکل داده است و بیشتر شبیه لوکیشن یک فیلم به‌نظر می‌رسد.

عکس شهاب حسینی در کافه اش

 وقتي از او مي‌پرسم كه قصدش از برپايي اين كافه چه بوده، در پاسخ مي‌گويد: دلايل متعدد و مختلفي داشت. يكي اين بود كه دلم نمي‌خواست به لحاظ اقتصادي فقط به سينما وابسته باشم. یکی دیگر از اهدافم هم از ایجاد این کافه بنابر همان ضرب‌المثل فرانسوی است که می‌گوید: ایده‌های بزرگ همیشه از پشت میزهای کوچک کافه‌ها شکل می‌گیرد. هدفم این بود که در اینجا ایده‌های خوب و خلاق هنری شکل بگیرد. اما ظاهرا يكي ديگر از دلايلي كه باعث شده شهاب اين كافه كوچك را راه‌اندازي كند اين بوده كه پايگاهي داشته باشد براي ديدار دوستان و دوستدارانش تا در فرصت‌هايي كه دست مي‌دهد بتواند با آن‌ها گپ و گفتي داشته باشد. رضا صادقی افطار ماه رمضان امسال میهمان کافه هنر بود.

رضا صادقی در کافه شهاب حسینی

شاید بد نباشد که شما هم بدانید این کافه دوست داشتنی تا به حال میزبان استاد جمشید مشایخی و رضا صادقی در سالروز تولدشان بوده است تا با این کار بیشتر از قبل به هویت خود اعتبار بخشد. 

با اوج گرفتن شهاب خودم را می بینم

شهاب حسینی در کنار همسرش

اینكه شاهد باشی همسرت با سرعت و شتاب،  همه سرازیری ها را طی می كند و تو در حاشیه ای،  یعنی با وجود اینكه همسرش بودی و هستی و شاید نزدیك ترین فرد زندگی، او درست مثل دیگران كه از بیرون شاهد رشد او هستند باید از پشت صحنه تماشاگر صعودش باشی، در ظاهر سخت به نظر می رسد. اما این تنها یك بخش از ماجراست یعنی چیزی كه شاید از بیرون قابل دیدن و تصور و قضاوت است. اما یك بخش دیگر ماجرا تصویری است كه من و شهاب خودمان از زندگی مشترك مان داریم. خیلی ها حتی با نگاهشان بارها از من پرسیدند كه تو چطور نشستی تا شهاب روزبه روز محكم تر بایستد. اما حقیقت برای من چیز دیگری است. با اوج گرفتن شهاب من خودم را می بینم كه رشد می كنم.

دنیای بازیگری شهاب حسینی
کار خود را با تئاتر دانشجویی و سپس گویندگی رادیو آغاز کرد، سپس در برنامه‌ای به نام "اکسیژن" درتلویزیون ظاهرشد.

شهاب حسینی در برنامه اکسیژن

در چند برنامه دیگر هم مانند بر پا بر پا، به رنگ صبح، سایه روشن و... به عنوان مجری حضورداشت، با سریال خانواده پس از باران پا به عرصه بازیگری گذاشت. او سالهای بعد هم به کار بازیگری و هم اجرا پرداخت. وی بخاطر بازی در فیلمهای سینمایی واکنش پنجم و شمعی در باد و محیا مورد توجه قرار گرفت، درسال ۱۳۸۶ برای فیلم محیا از جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، موفق به کسب دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد، و در سال ۱۳۸۷ در همین جشنواره برای فیلم سوپراستار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد. همچنین وی به خاطر فیلمهای پرسه در مه به کارگردانی بهرام توکلی و درباره الی به کارگردانی اصغر فرهادی بازیگر مرد برگزیده چهاردهمین جشن بزرگ سینمای ایران نیز بود. 


برچسب‌ها: بیوگرافی متفاوت از شهاب حسینی
 |+| نوشته شده در  شنبه 1393/01/09ساعت 16:2  توسط آنیتا  | 

ازدواج شهید عباس بابایی به تصویر کشیده می شود


در قسمت نهم سریال تلویزیونی «شوق پرواز»، ازدواج ملیحه حکمت و عباس بابایی به تصویر کشیده می شود.
به گزارش روابط عمومی سریال «شوق پرواز» در این قسمت که جمعه ششم آبان ماه پخش خواهد شد، ملیحه پس از دریافت نظر موافق پدرش درخصوص ازدواج با عباس، به او پاسخ مثبت می دهد و به این ترتیب آنها پای سفره عقد می نشینند.

از دیگر رویدادهای این قسمت می توان به حضور «عباس» در پایگاه هوایی دزفول اشاره کرد که طی آن عباس بابایی موفق می شود اولین پرواز خود با هواپیمای جنگی را انجام دهد.
همچنین در قسمت نهم از سریال «شوق پرواز» بازی  اکبر عبدی در نقش «استوار مهر منش»، «اتابک نادری» در نقش خلبان مصطفی اردستانی و فریا ثمرانی در نقش «همسر استوار مهرمنش»  آغاز خواهد شد.
شوق پرواز محصول مشترک «بنیاد شهید و امور ایثارگران» و «گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما» است. این سریال 24 قسمتی به کارگردانی «یدالله صمدی» و تهیه کنندگی «جواد نوروز بیگی»  با موضوع زندگی خلبان شهید «عباس بابایی» ساخته شده است.


 

shogheparvaz.tv

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1390/08/05ساعت 21:30  توسط آنیتا 

پرنده‌ای که برای پرواز خلق شده بود


علی احمدی ـ در سنت ایرانی صحبت کردن از خاطره‌های شخصی و مسائل خصوصی چندان ساده نیست، اما خانواده محترم شهید بابایی که در کنار ما و در جامعه امروز زندگی می‌کنند، با بزرگواری این فرصت را به مردم این سرزمین داده‌اند تا با مرور خاطره زندگی آنها قهرمانشان را بشناسند.

مجموعه "شوق پرواز" به کارگردانی یدالله صمدی تلاشی برای ثبت یادگارهای زندگی یکی از سرداران بزرگ دفاع مقدس و مجموعه‌ای تماشایی است.
"شوق پرواز" از معدود مجموعه‌هایی است که درباره یکی از شخصیت های مهم تاریخ معاصر ایران ساخته شده است. مجموعه‌های قبلی مانند "شهریار" که درباره شاعر شهیر ایرانی بود یا "سیمرغ" که درباره دو خلبان شهید احمد کشوری و علی اکبر شیرودی ساخته شد، تصویر قهرمان‌های یک ملت را آن طور که شایسته آنها بود درخشان و دوست‌داشتنی تصویر نکرده بودند. شاید به دلیل شکست این تجربه‌ها است که کمتر کارگردانی به سمت ساخت فیلم یا مجموعه درباره چنین شخصیت‌هایی می‌رود و ستاره‌های تابان تاریخ یک ملت به سینمای ما راهی پیدا نمی کنند.
یدالله صمدی به گواهی کارنامه سینمایی‌اش، شاید در نگاه اول گزینه مناسبی برای ساخت مجموعه‌ای درباره شهید عباس بابایی نبوده اما حاصل کار نشان می‌دهد که او با عشق این مجموعه را ساخته است.شیوه داستان‌پردازی، انتخاب بازیگرها، طراحی صحنه و لباس، فضاسازی، دیالوگ‌ها و ... "شوق پرواز" را به مجموعه‌ای شسته رفته و حرفه ای تبدیل کرده است. دوران کودکی عباس، فضای مدرسه و حس و حال زندگی در روزگاری که سپری شده خوب از کار در آمده بود. دوران جوانی شخصیت اصلی با آمدن شهاب حسینی به مجموعه جذاب‌تر شده، رابطه عباس با خانواده و عشق او به دختر دایی‌اش به اندازه کافی دراماتیک هست و مصالح در اختیار نویسندگان و کارگردان مجموعه قرار داده تا "شوق پرواز" تنها محدود به نمایش بُعد اجتماعی زندگی این شهید بزرگوار نشود.
حضور یک تیم حرفه‌ای بازیگری به جذاب بودن این مجموعه بسیار کمک کرده است، اگر مجموعه "سیمرغ" از این بخش ضربه خورده بود یا در "شهریار" همه بازیگرها مانند اردشیر رستمی در نقش شاعر پرآوازه برای مخاطب جذاب نبودند، حضور ستاره محبوب و محجوب این روزهای سینمای ایران شهاب حسینی در نقش این قهرمان ملی یکی از بزرگترین امتیازهای "شوق پرواز" است، سیمای مردانه و شرقی حسینی و لبخندهای محجوب و شیرینش از او ستاره‌ای ساخته که تصویرگر ویژگی های کاملا ایرانی است.حضور گرم او در نقش قهرمانی که تماشاگر چند قسمت با او همراه می‌شود و می‌داند که فرجامی جز شهادت ندارد می‌تواند تاثیرگذاری بخش پایانی و تراژدی از دست رفتن قهرمان را بیشتر کند.
بازی حسینی در این نقش بدون اغراق و بدون تصنع شبیه به زندگی است، او شهید بابایی را ملموس و دوست داشتنی بازی کرده و سیمایی زمینی به قهرمان بزرگ ملت بخشیده است، کوشش ستاره اسکندری برای فاصله گرفتن از نقش‌های قبلی، حضور دلنشین الهام حمیدی و عبدالرضا اکبری و بازی شهرام حقیقت دوست هم از بخش‌های قابل قبول این مجموعه است.
صمدی برای روایت قصه زندگی شهید بابایی گذشته را به حال پُل زده و از فلاش بک استفاده کرده، اما بخش‌های حال قصه به اندازه گذشته جذاب نیست. شاید به این دلیل که قصه شهید بابایی و دانستن سرگذشت او برای تماشاگر جذاب تر و تازه‌تر است، با این همه تا این قسمت "شوق پرواز" انتظاری که از چنین مجموعه ای وجود دارد برآورده کرده است.
فضاسازی مجموعه موفق است و حال و هوای گذشته را با کمی اغماض تداعی می‌کند، کلاس درس و دانش آموزان دختر و پسر کنار هم با روپوش‌های ساده و یقه های سفید، پسربچه‌هایی که موهایشان را تراشیده‌اند، مغازه شیرینی فروشی، خانه ها، کوچه و... از جنس گذشته هستند و تماشاگر را به گذشته دور می برند.
در پایان این مطلب نمی‌توان از خانواده شهید بابایی و به ویژه همسر او خانم حکمت یاد نکرد. در سنت ایرانی صحبت کردن از خاطره‌های شخصی و مسائل خصوصی چندان ساده نیست، اما خانواده محترم شهید بابایی که در کنار ما و در جامعه امروز زندگی می‌کنند، با بزرگواری این فرصت را به مردم این سرزمین داده‌اند تا با مرور خاطره زندگی آنها قهرمانشان را بشناسند، به احترام متانت آنها کلاه از سر برمی‌داریم.

shogheparvaz.tv

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1390/08/05ساعت 21:25  توسط آنیتا 

«تضاد هنری» در شخصیت پردازی سریال، مخاطبان زیادی را جذب کرد


تهیه کننده «شوق پرواز» در گفت و گو با «نويد شاهد»

نوید شاهد ـ جواد نوروز بيگي تهيه كننده سريال شوق پرواز گفت: «آمار هايي كه صدا وسيما از میزان رضایت مردم از پخش سريال شوق پرواز ارائه کرده نشان می دهد مخاطب از اين سريال رضایت دارد».
جواد نوروز بيگي در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار نويد شاهد ضمن اعلام اين خبر افزود: « اين آمارها حكايت از اين دارد كه مخاطب توانسته با زندگي شهيد بابايي وسريال شوق پرواز ارتباط برقرار كند و اين نشان دهنده موفقيت اين سريال است».

وي ادامه داد: « عده اي شروع سريال را نامناسب مي دانند اما آنچه كه عموم مردم پسنديده اند، نقطه شروع شوق پرواز بوده است. اين مسئله و انتخاب لیلی به عنوان شخصي كه از نظر وابستگي به وطن در ضلع مقابل شهيد بابايي قرار گرفته تضادي هنري را در كار خلق كرده است».
وي در توضيح اين تضاد افزود: «شخصيت ليلي كه با بازي ستاره اسكندري در حال اجرا است، دقيقا در نقطه مقابل عباس قرار مي گيرد؛ به صورتي كه در برابر عباس بابايي كه تحصيل در آمريكا را رها كرد و براي دفاع از خاك كشورش به ميهن بازگشت اما ليلي به دليل مشكلاتي قصد ترك وطن دارد و هيچ گونه وابستگي به نظام ندارد».
نوروز بيگي همچنين اظهار داشت:« انتخاب اين نقطه شروع در ادامه كار و پرداختن به ناگفته هاي زندگي عباس بابايي و زوايايي از زندگي او موثر بود».

وي ادامه داد: «سريال شوق پرواز بسيار جذاب است و براي نسل حاضر ساخته شده و برخي از زواياي زندگي اين شهيد مانند علاقه به پرواز، تحصيلات در خارج كشور و در نهايت عشق، با زندگي نسل حاضر هم ارتباط پيدا مي كند و اين ارتباط به اثر بخشي كار مي انجامد».
نوروز بيگي با اشاره به افت سريال در رسيدن به مقاطع كودكي شهيدعباس بابايي تاكيد كرد: «با پيوستن شهاب حسيني وشهرام حقيقت دوست به بدنه اصلي قصه بارديگر نمودار جذب مخاطب رشد قابل ملاحظه اي پيدا كرد».
نوروز بيگي در پايان خاطر نشان كرد: «پيشنهاد سريال شوق پرواز مدت ها قبل از طرف گروه تلويزيوني شاهد داده شده بود اما با توجه به برخي فراز ون شيب ها ساخت آن به تاخير افتاد تا اين كه سرانجام با نوشته شدن يك قصه با ساختار مناسب توليد اين كار شروع شد».

 


 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1390/08/03ساعت 0:24  توسط آنیتا 
«جدايي نادر از سيمين» برنده جايزه بزرگ صدهزار دلاري و مرواريد سياه جشنواره ابوظبي


در مراسم ويژه اي که از طرف مجله آمريکايي «ورايتي» در يکي از سالن‌هاي هتل «فرمنت باب البحر» برگزار شد، جايزه بهترين فيلمساز سال خاورميانه به اصغر فرهادي اعطا شد. فرهادي  همچنين با فيلم «جدايي نادر از سيمين» جايزه ويژه هيأت داوران «مسابقه اصلي» پنجمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي در امارات را شامل جايزه بزرگ يكصدهزار دلاري و تنديس مرواريد سياه از آن خود کرد.

فيلم سينمايي «جدايي نادر از سيمين» به كارگرداني «اصغر فرهادي» با حضور اين كارگردان ايراني و نگار اسکندرفر مجري طرح و يکي از سرمايه‌گذاران فيلم، در دو سانس مختلف؛ ابتدا ساعت 9 شب 28 مهرماه (20 اکتبر) در سالن مركز سينمايي «مارينا مال» و در سانس دوم در ساعت 4 بعدازظهر 29 مهرماه (21 اکتبر) در سالن ابوظبي تئاتر به نمايش درآمد.

اين فيلم مورد استقبال تماشاگران حاضر در سالن و جشنواره قرار گرفت و توانست جايزه ويژه هيأت داوران شامل و تنديس مرواريد سياه بخش «مسابقه اصلي» پنجمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي را به دست آورد.

مراسم اختتاميه اين جشنواره با حضور محمد خلف المزروعي، مديرکل اداره فرهنگ و ميراث ابوظبي، عيسي سيف المزروعي، مدير اصلي جشنواره، پيتر اسکارليت، مدير اجرايي جشنواره، اعضاي هيأت داوران بخش‌هاي مختلف جشنواره، بازيگران سرشناس سينما و تلويزيون امارات و کشورهاي عربي و همچنين هنرمندان شرکت کننده در جشنواره در محل سالن اصلي هتل «فرمنت باب البحر» شهر ابوظبي در کشور امارات متحده عربي برگزار شد.

از طرف اعضاي هيأت داوران اين جشنواره، برگزيدگان بخش‌هاي مختلف معرفي شدند و تنديس مرواريد سياه جشنواره ابوظبي را دريافت کردند.

اعضاي هيأت داوران بخش «مسابقه اصلي» پنجمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي که عبارت بودند از: «نبيل ماله» کارگردان سرشناس سينماي عرب، «مارينا دنيکورت» کارگردان فرانسوي، «ليلا علوي» بازيگر مصري، «لچيندا انگلهارت» تهيه کننده انگلستاني و «جرج سلوزر» فيلمساز باتجربه فرانسوي، جايزه ويژه خود را به فيلم سينمايي «جدايي نادر از سيمين» به كارگرداني «اصغر فرهادي» اعطا کردند.

اين کارگردان ايراني بعد از دريافت جايزه‌اش در سخنان کوتاهي گفت: تشکر مي کنم از جشنواره فيلم ابوظبي و «پيتر اسکارليت» و تشکر مي‌کنم از گروهي که سال گذشته اين موقع به من کمک کردند که اين فيلم ساخته شود، که بعضي‌شان از جمله خانم اسکندرفر هم اکنون در سالن حضور دارند. دلم مي‌خواهد ياد کنم از همه فيلمسازان خوب ايراني که من را با فيلم‌هايشان به سينما علاقمند کردند؛ اگر که الان سينماي ايران در دنيا شناخته شده است به خاطر تلاش‌هايي است که پيش از من، اين فيلمسازها انجام دادند. احساس مي کنم همه‌شان با هر عقيده‌اي تأثير داشتند به خاطر اينکه من اينجا باشم.»

روز پنجشنبه گذشته نيز در مراسم ويژه اي که از طرف مجله آمريکايي «ورايتي» Variety در يکي از سالن‌هاي هتل «فرمنت باب البحر» برگزار شد جايزه بهترين فيلمساز سال خاورميانه به «اصغر فرهادي» اعطا شد.

در پنجمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي فيلم‌هايي از كارگردانان ايراني از جمله: فيلم سينمايي «جدايي نادر از سيمين» به كارگرداني «اصغر فرهادي» در بخش «مسابقه اصلي»، فيلم كوتاه «اسرار» و فيلم كوتاه «چيزي در تهران اتفاق مي‌افتد» به كارگرداني «سيف‌الله صمديان» در بخش مسابقه فيلم‌هاي کوتاه و فيلم کوتاه «پانسمان» به كارگرداني «اميد عبداللهي» در بخش مسابقه فيلم‌هاي کوتاه به روي پرده رفت و «فاطمه معتمدآريا» داور بخش بنياد توسعه سينماي آسيا «نتپک» NETPAC حضور داشتند.

پنجمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي در بخش‌هاي رقابتي و غيررقابتي از جمله؛ بخش «مسابقه اصلي»، بخش «مسابقه فيلم‌هاي مستند بلند»، بخش «ويترين»، بخش «جهان ما»، بخش «نتپک»، بخش «مسابقه فيلم‌هاي كوتاه داستاني و مستند»، بخش «مسابقه امارات»، بخش «نمايش ويژه» و بخش «فيلم‌هاي دانشجويي» روز 21 مهرماه (13 اکتبر) با فيلم سينمايي «آقاي لزهر» Monsieur Lazhar به کارگرداني «فيليپ فالاردو» شروع شده و امشب 30 مهرماه (22 اكتبر) با نمايش فيلم‌هاي برگزيده جشنواره در بخش‌هاي مختلف به پايان خواهد رسيد.
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1390/08/02ساعت 20:41  توسط آنیتا 

** آغاز فعالیت دوباره وبلاگ **


سلام به همه دوستان و طرفداران عزیز و گلم.

دلم واستون خیلییییییی تنگ شده بود و یک معذرت خواهی ویژه بابت غیبت طولانیم.

بعد از مدت ها دوباره برگشتم و می خوام فعالیتم رو مجددا شروع کنم.

امیدوارم بتونم مثل سابق فعال باشم و خبرها و عکس های جدید از بازیگر محبوب و عزیزمون آقای شهاب حسینی رو واستون بذارم.

از تمام دوستانی هم که تو این مدت به وبلاگ سر زدن ، نظر گذاشتن و منو مورد لطف خودشون قرار دادن ممنونم.

منتظر پیشنهادها و انتقادهای شما عزیزان هستم.

برای شروع هم عکس هایی از سریال شوق پرواز رو ( البته در پست قبلی ) واستون گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد.



 |+| نوشته شده در  شنبه 1390/07/30ساعت 16:44  توسط آنیتا  | 

عکس های " شهاب حسینی " در سریال شوق پرواز

0.00


0.00


0.00


0.00


0.00


0.00


0.00


0.00


0.00


0.00


0.00


0.00


0.00


0.00


0.00

 |+| نوشته شده در  جمعه 1390/07/29ساعت 17:51  توسط آنیتا  | 

حسن عباسی: "درباره الی" مخفف " دریاره اسلام لیبرال" است!


دکتر حسن عباسی شخصیت مشهور سیاسی در گفت و گويی با ماهنامه سینما رسانه به اظهار نظر درباره برخی از فیلمهای سینمای ایران پرداخته است .


متن کامل این گفت وگو به شرح زیر است :

 *ملك سليمان به عنوان يك فيلم قابل اعتنا، در هفته‌هاي اخير در سينماهاي كشور به نمايش درآمد. درباره‌ اين فيلم، بسيار گفته مي‌شود كه آغازي است بر ورود سينماي ايران به عرصه‌ي پروژه‌هاي سينمايي عظيم و گسترده. اين گفته‌ها، حكايت از يك رويكرد به آينده دارد، كه آغاز آن با فيلم ملك سليمان رقم مي‌خورد. جايگاه فيلم ملك سليمان در پهنه‌ سينماي ايرانِ امروز و آينده كجاست؟

- بسم الله الرحمن الرحيم. پهنه‌ سينماي ايران، متاثر از پهنه فرهنگ ايران امروز، پهنه يك محيط دو قطبي است، كه يك قطب آن را شِق ليبرال فرهنگ مدرن تشكيل مي‌دهد، و قطب ديگر را شِق اسلامي فرهنگ ديني. اين دو قطب در همه اركان و شؤون ايران سي سال اخير در حال شكل‌گيري و بلوك بندي بوده‌اند، اما در سينماي ايران بالاخره در سال‌هاي اخير كامل شده و عينيت يافته است. فيلم ملك سليمان را در اين محيط دو قطبي مي‌توان ارزيابي نمود.

* طبيعتاً فيلم ملك سليمان در قطب سينماي ديني قرار دارد. اما پرسش اينجاست كه ضرورت دو قطبي ديدن محيط سينماي ايران، براي ارزيابي فيلم ملك سليمان چيست؟

- نه تنها ملك سليمان، بلكه هر فيلم شاخص ديگري نيز از اين پس بايد در اين محيط دو قطبي ارزيابي شود، در غير اين صورت، نتايج بررسي‌ها و داوري‌ها گمراه كننده خواهد بود.

* اين محيط دو قطبي در سينماي ايران از چه موقع پديد آمده است؟ از همان سال‌هاي پس از انقلاب؟!

نه! محيط دو قطبي سينماي ايران، محيطي نو ظهور است، اما شكل‌گيري آن حاصل فعل و انفعالات فرهنگي و سياسي دوره‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي است.

* قطب نخست، يعني سينماي ليبرال كه از قبل انقلاب وجود داشت و با عناويني چون «فيلمفارسي» معروف شد. سينماي ديني نيز كه دغدغه بسياري از فيلم‌سازان پس از انقلاب بوده است، پس چگونه اين نظام دو قطبي را جديد مي‌دانيد؟

مشكل در همين ساده‌انگاري رايج در سينما است. نه سينماي قبل از انقلاب و به تعبير شما «فيلمفارسي» سينماي ليبرال است، و نه سينماي پس از انقلاب با فيلم «توبه نصوح» و «استعاذه» سينماي ديني. ليبرال بودن يك اثر هنري، مؤلفه‌هاي ذاتي ليبراليسم را مي‌طلبد، همان‌گونه كه اسلامي بودن يك اثر هنري، بايد گزاره‌هاي ذاتي دين اسلام را در متن و بطن خود داشته باشد.

* مؤلفه‌هاي سينماي ليبرال چيست؟

- ليبراليسم، يك ايدئولوژي مدرن است كه معني دقيق آن «اباحه‌گرايي» است. اين ايدئولوژي، ريشه در امانيسم يا پارادايم اصالت بشر دارد. اساسي‌ترين مؤلفه‌ آن «اينديويژوآليسم» يا اصالت فرد است.

وقتي تفرّد اصالت پيدا كند، به سرعت به ورطه «اگوئيسم» يا خودگرايي مي‌افتد. آن‌گاه كه «خود» مبناي همه چيز باشد، هسته‌ مركزي و جوهره‌ ليبراليسم بروز مي‌كند و آن «لسه‌فر» است، يعني «بگذار هر چه مي‌خواهد بكند.» لسه‌فر، نفي حداكثري «منع» در زندگي اجتماعي و فردي بشر است. اين نكته با جوهر دين در تعارض بنيادي است، و از اين روست كه سكيولاريسم عنصر ذاتي ليبراليسم محسوب مي‌شود. هم‌چنين مؤلفه‌ ديگر ليبراليسم، نسبي‌گرايي است. البته تعداد مؤلفه‌هاي آن بسيار بيشتر از اين موارد است.

*نمونه‌هاي سينماي ليبرال در ايران كدامند؟

-ليبرال‌سينما Liberalcinema در ايران با يك مثلث پديد آمده است: «فرياد مورچگان»، «ده» و «درباره الي...». فرياد مورچگان، مدعي نفي فاشيسم از طريق نفي حقيقت، و در نتيجه نيل به نسبي‌گرايي يا «رليتويسم» است. فيلم «ده» سواي از نسبي‌گرايي، مسئله «لسه‌فر» و «اينديويژواليسم» را نيز دست‌مايه قرار مي‌دهد. اين مؤلفه‌ها در فيلم «ده»، البته در تركيب ايدئولوژي ليبراليسم، با ايدئولوژي فمينيسم صورت گرفته است. مشابه همان كنش، در فيلم «درباره الي...» نيز انجام پذيرفته است، يعني «درباره الي...» نيز يك اثر ليبراليستي و توأمان فمينيستي است.

*وجه اشتراك اين مثلث «ليبرال سينما»ي ايران چيست كه از آن‌ها يك قطب مي‌سازد؟

- آن‌چه اين سه فيلم را به مثلث «ليبرال سينما»ي ايران تبديل مي‌كند، وجه فلسفي «حيازدايي» در آن‌هاست. توجه داشته باشيد كه حيا با شرم متفاوت است. هر بشر بي‌ديني نيز مي‌تواند شرم داشته باشد، اما حياء، مقوله‌اي ايماني است و مختص انسان دين‌دار و مؤمن است. ايمان درختي است كه ريشه‌ آن يقين، شاخه آن تقوا، و شكوفه و ميوه‌ آن «حياء» است.

*سينماي قبل از انقلاب اسلامي نيز كه حيازدا بود، پس چگونه نمي‌توان آن را ليبرال خواند؟

- به نكته‌اي كه اشاره كردم، توجه نكرديد. گفتم «وجه فلسفي حيازدايي». حيازدايي سينماي قبل از انقلاب، فاقد وجه ايدئولوژيك يا فلسفي بود. مثلاً در سينماي قبل از انقلاب، يك زن بدكاره، در محله‌اي ساكن بود. قهرمان فيلم كه جوان‌مرد و غيرتمند محله بود، در نهايت آن زن را از دست باند فساد، نجات مي‌داد و آب توبه بر روي او ريخته و سپس با او ازدواج مي‌كرد. هر چند وجه شاخص آن فيلم‌ها، ابتذال بود، اما غيرت و توبه و نجات از منجلاب فساد، و تطهير و بازگشت به زندگي، از پيام‌هاي كلي آن‌ها بود كه به صورتي مبتذل بيان مي‌شد. اين ابتذال را نمي‌توان ليبراليسم ناميد، زيرا وجه فلسفي آن را دربرنداشت. ليبراليسم با غيرت و توبه در تعارض است. ليبراليسم و به ويژه فمينيسم در جوهر خود با «حيا» تقابل ذاتي دارند. اين نكته‌اي است كه فيلسوفان غربي به آن اذعان دارند.

* اين وجه در فيلم «درباره الي...» چيست؟

-جمله شاخص در فيلم مزبور اين است: «حالا درباره الي چي فكر مي‌كنند؟» اين جمله در شرايطي گفته مي‌شود كه زن جوان يعني «الي» در دريا غرق شده است و اكنون كه مقرر است مرد جواني كه آشناي اوست براي پيگيري وضعيت او كه بي‌خبر، همراه يك گروه غريبه به شمال كشور رفته است به محل حادثه بيايد. در مورد قضاوت او و ديگران پرسيده مي‌شود «حالا درباره‌ الي چي فكر مي‌كنند؟» اين نگراني، بابت غرق شدن «الي» نيست، بلكه از بابت قضاوت درباره‌ سفر او به نيت شوهريابي است. اما چرا نگراني از قضاوت؟! مگر مرد جوان تازه وارد كيست؟ اگر او صرفاً يك خواستگار بوده است كه «الي» او را نمي‌خواسته است، قضاوت او در مورد «چرايي حضور الي» در سفري گروهي، چه اهميتي دارد؟

پاسخ اين پرسش‌ها و ابهام‌ها، در تيتراژ ابتداي فيلم نهفته است. همه مسافران، به درون صندوق صدقات، پول اسكناس مي‌اندازند، اما آخرين صدقه، يك حلقه ازدواج است. بعد از اين تصوير، ابعاد حلقوي حلقه ازدواج، در نور به ابعاد حلقوي تونل تبديل مي‌شود. انگشت انسان و تونل جاده شبيه هم هستند، با اين تفاوت كه تونل، يك «غلاف» انگشت يا در واقع يك انگشتانه كامل است، اما انگشت، هم‌چون يك «قالب» تونل است.

از اين حيث، تمايز انگشت دست انسان از تونل اين است كه انگشت «تو پُر» و تونل «تو خالي» است. وقتي حلقه ازدواج، به صندوق صدقات مي‌افتد، هيبت حلقوي آن، در نور، با ابعاد حلقوي تونل يكي مي‌شود. خروج اتومبيل‌ها از تونل، توأم با جيغ و فرياد مسافران، نوعي رستگي و رهايي را تداعي مي‌كند: در يكي، رهايي از ظلمت و فشار، و تنگي و تاريكي تونل، و در ديگري، رهايي از فشار و تعهد و تقيد حلقه ازدواج.

«الي» زن جوان، از مرد جواني «حلقه» دارد، يعني در عقد و عهد اوست. اكنون كه براي يافتن شوهري جديد، همراه گروه به شمال رفته، و در دريا غرق شده است، آمدن نامزدي كه يك سويه، حلقه‌اش به صندوق صدقات، بخشيده شده، ايجاد سؤال و استفهام مي‌كند. پس، طرح پرسش «درباره الي چه فكر مي‌كنند؟!» نه در مورد نامزدش، بلكه در مورد مخاطبان است. واقعاً درباره الي، يعني زني كه صبر نكرده است، تا رابطه با نامزدش را به صورت قانوني و شرعي خاتمه دهد، و به جستجوي رابطه‌اي ديگر تن در داده است، مخاطبان چه فكري بايد بكنند؟!

وجه فلسفي حياءزدايي، وجه ذاتي آثار فمينيستي و به تبع آن ليبراليستي است. آلن بلوم در صفحه 101 كتاب گشايش ذهن آمريكايي مي‌نويسد: حياءزدايي، مركز پروژه فمينيست است كه از طريق انقلاب جنسي محقق مي‌شود.

با اين تبيين فلسفي آلن بلوم از ايدئولوژي فمينيسم، يك اثر فمينيستي مانند «ده» يا «درباره‌ الي» حيازدايي را بن‌مايه فلسفي خود قرار مي‌دهد. در فيلم‌هاي مبتذل مورد اشاره‌ شما در قبل از انقلاب، پيام غيرت جوانمرد محله و توبه زن بدكاره، پيامي ضدليبراليسم و ضدفمينيسم بود. اما پيام آثاري كه مبتني بر ايدئولوژي ليبراليسم يا فمينيسم ساخته مي‌شوند، غيرت‌زدايي، توبه‌زدايي، عفت‌زدايي و همان حياءزدايي است. اين چنين روي‌كردي كه داراي وجه فلسفي خاصي است، در سينماي ايران پديده‌ي جديدي است. غالباً اين‌گونه است كه نويسندگان، بازي‌گران و كارگردانان اين آثار تمايل گسترده و باور عميقي به غرب به ويژه به ليبراليسم دارند، و همواره اين‌گونه بوده است كه مورد حمايت غربي‌ها بوده‌اند.

*بالاخره معلوم است كه «الي» چه نامي است؟ مخفف است يا اسم است، مثلاً الهام، الناز، ...؟!

- (با خنده) نمي‌دانم! شايد اين كلمه مخفف دو حرف نخست واژه اسلام ليبرال، يعني آي و اِل؛ باشد. در آن صورت عنوان فيلم مي‌شود «درباره اسلام ليبرال».

* اين وجه فلسفي، چگونه به قطب‌بندي در سينماي ايران منتج شده است؟

- حياءزدايي، در واقع ايمان‌زدايي است و اين مسئله در تقابل با سينمايي است كه مايل به توليد حياء و ايمان است. در نتيجه‌ اين تقابل، قطب‌بندي جامعي پديد آمده است كه هر قطب آن را يك پارادايم ويژه تشكيل مي‌دهد: پارادايم سينماي ديني و پارادايم ليبرال‌سينما.

* پارادايم «ليبرال‌سينما»ي ايران امروز به اجمال روشن شد، اما شق دوم، يعني پارادايم سينماي ديني چگونه واجد وجه فلسفي شده و نهادينه شده است؟ مصاديق سينماي آن كدام است؟

- سينماي ديني، سينمايي است كه وحي را دست‌مايه قرار داده و به حس تبديل نموده و به زبان فطرت و نه به زبان غريزه، به مخاطب منتقل مي‌كند. نمونه‌هاي گوناگوني براي اين سينما مي‌توان برشمرد. شاخص آن در دوره‌ گذشته، فيلم «آژانس شيشه‌اي» است. در آژانس شيشه‌اي، ميان دو جناح درگير در عرصه ماجرا، كه هر دو محق هستند، بن‌بست عميقي پديد مي‌آيد، و در نهايت از جايي يك حكم ولايي مي‌رسد و همه چيز حل و فصل مي‌شود. اين پيام فيلم آژانس شيشه‌اي، همان پيام امامت و ولايت در تلقي ديني است. فيلم «خداحافظ رفيق» در زيباترين شكل ممكن، مقوله «شهادت و معادانديشي، و هم‌چنين غيب‌باوري» را به نمايش در آورده است.

در «اخراجي‌ها1» مقوله صيرورت و شدن انسان در عشق مجازي به عشق حقيقي، و از «خواستن» براي خود، تا خواستن براي غير خود، به خوبي تصوير شده است. در فيلم «ديده‌بان» عنصر توكل به زيبايي بيان مي‌شود. در فيلم «ملك سليمان»، مقوله «نبوت» در زيباترين شكل به نمايش گذارده شده است: يك «نبيِ» جوان، فعال، حكيم، رزم‌آور، اهل توكل و انابه، شجاع، و بصير كه با عنايت پروردگار تشكيل حكومت مي‌دهد، نافي فرضيه‌اي است كه سكولاريسم و اصالت عرف را در كنار لائيسيته و مقولاتي چون جدايي دين از حكومت قرار مي‌دهد. در فيلم «دست‌هاي خالي» نفي مالكيت درجه يك، كه انگاره‌اي ليبرالي است، به خوبي به تصوير درآمده است. در مجموع، عنصر اساسي همه‌ آثار ديني، يك نكته است و آن مفهوم هجرت است: هجرت در «مهاجر» و «آژانس شيشه‌اي» هجرت در عصيان، هجرت در «خداحافظ رفيق» و «اخراجي‌هاي يك»، هجرت در بريدن از تعلقات، هجرت در «مريم مقدس»، هجرت در تسليم و رضايت، هجرت در «ملك سليمان»، هجرت يك قوم از حرام خداست. در يك جمله مي‌توان ويژگي اساسي دو پارادايم سينماي ايران را اين‌گونه معرفي كرد كه سينماي ليبرال يك سينماي اغواگر، و سينماي ديني، يك سينماي ارشادگر است.

*فيلم ملك سليمان، نخستين اثر سينماي استراتژيك در ايران ناميده شده است. اين ويژگي در چيست؟

- ابتدا اين كه سينماي مُلك سليمان از ملك و حكومت سليمان بر مبناي آنچه قرآن فرموده است ياد مي‌كند و ايجاد ملك و حكومت از سوي يك نبي، كه نافي سكيولاريسم و لائيسيسم است، گزاره‌ي نخست محسوب مي‌شود.

نكته دوم اين‌كه جامعه‌سازي در سه لايه‌ دولت‌سازي، ملت‌سازي و نظام‌سازي، انگاره‌اي استراتژيك به شمار مي‌رود كه در سينماي ملك سليمان مستتر است.

نكته سوم، مقوله حكومت و ملك پيامبري است كه يهود به بهانه تجديد بناي حكومت او در قالب احياء هيكل سليمان در بيت‌المقدس، سعي در تصرف و يهودي‌سازي اين شهر مقدس دارد.

هنر سازندگان فيلم ملك سليمان اين است كه سليمان را به تعبير قرآن، يك پيامبر مسلمان مي‌نمايانند كه ملك او هيچ شباهتي به دولت جعلي يهود ندارد، دولتي كه در باستان‌گرايي خود سعي در بازگشت به عصر سليمان نبي(ع) و كورش و خشايار دارد. در واقع صهيونيسم امكان مصادره‌ فيلم ملك سليمان را نخواهد داشت.

در فيلم ملك سليمان، سمبل‌ها و نشانه‌هاي صهيونيسم و فراماسونري و ... وجود ندارد و از اين حيث پيرايش شده است.

نكته چهارم تصوير كامل فتنه است. فتنه‌ شياطين در اغواي انسان‌ها از يك سو، و زراندوزي و اقتصاد رباگراي ارباب دين يهود در عصر سليمان، از سوي ديگر، تصوير كاملي از جهان امروز است كه اقتصاد رباگراي مدرن كه بانك‌محور است، همراه با قدرت اغواگر سينماي ليبرال هاليوود، فتنه گسترده‌اي را براي بسط پاگانيسم فرهنگي‌ اقتصادي رقم مي‌زنند.

نكته پنجم، گزاره‌ تمثيل ملك سليمان و ملك مهدي(عج) است. به باور سازندگان فيلم ملك سليمان، حكومت سليمان نبي(ع)، ماكت كوچكي از حكومت و ملك جهاني مهدي(عج) است. از اين حيث اين اثر، بدون غلتيدن در وادي افسانه‌پردازي، صرفاً با نمايش زندگي يك نبي، الگوي حكومتيِ يك انسان صالح را براي آينده به تصوير مي‌كشد.

البته ابعاد سينماي استراتژيك ملك سليمان بسيار فراتر از اين نكات است.

* سواي از اين كه ملك سليمان را يك اثر سينماي استراتژيك خوانده‌اند، آن را از حيث سينماي ديني واجد اهميت و داراي مكتب شمرده‌اند. آيا سينماي ديني طيف‌شناسي دارد؟

- بله! دو دسته سينماي ديني را مي‌توان طيف‌شناسي كرد. دسته نخست، طيف سينماي ديني مقيد به متن، كه همان ماجراها و قصه‌هاي موجود در قرآن است. در اين طيف، سينماگر مجبور و ملزم است كه مطابق با متن، به روايت ماجرا بپردازد، مانند داستان انبياء.

اما دسته‌ دوم، طيف سينماي ديني مصداقي است، كه ماجرا و قصه در قرآن ندارد، اما موضوع آن را مي‌توان از متن قرآن اخذ كرد و براي آن داستان و ماجرا خلق كرد، مانند مصداق «فاستقم كما امرت» كه توصيه به استقامت در كارهاست. اگر با اين مبنا، مصداقي تعريف و ماجراي آن پرداخته شود، در اينجا سينماي ديني مصداقي موضوعيت مي‌يابد. فيلم ملك سليمان، از دسته‌ نخست است، يعني در طيف سينماي ديني مقيد به متن و نص كلام‌الله مجيد در ماجراي سليمان نبي(ع) است.

*فيلم «دموكراسي تو روز روشن» در طيف‌شناسي سينماي ديني نمي‌گنجد؟

- نه! فيلم دموكراسي، جعل انگاره‌هاي ديني تو روز روشن است. فرشتگان مرگ در اين فيلم، شبيه شخصيت‌هاي سينماي پست‌مدرن «ماتريكس» هستند. در واقع شخصيت ملك الموت در فيلم دموكراسي، متأثر از نگاه سريال‌هاي شيطان‌گراي آمريكايي به فرشتگان، ترسيم شده است. انگاره‌ جعل شده دوم، مقوله برزخ است. مقدمات مرگ و سپس برزخ، و محاسبه‌ نخستين، كاملاً با قواعد انجيلي- توراتي تصوير شده است و هيچ ارتباطي به اسلام ندارد. سينماي برزخي اسلامي، فيلم خداحافظ رفيق است و سينماي برزخي دموكراسي، سينماي برزخي خاص مكتب عهد عتيق و جديد، و به ويژه آن چيزي است كه به اسرائيليات مشهور است. در واقع تحريف روند موت و محاسبه و برزخ در فيلم دموكراسي، به عمق تحريف كتب عهد عتيق و جديد است.

*مي‌گويند فيلم «ملك سليمان» فيلم‌نامه ندارد، نظر شما چيست؟

- قلب آن‌چه فيلم‌نامه ناميده مي‌شود، خط تعليق‌هاي آن است. در دوره 2500 سال گذشته از عصر هنر نمايش در يونان باستان تاكنون، براي غليظ كردن تعليق، در حوزه‌هاي درام، تراژدي و ... برخي تكنيك‌ها ساخته و پرداخته شده‌اند كه حكم مواد افزودني در غذاهاي فانتزي را دارند. شيريني آدامس در نفس و ماهيت آدامس، گزاره‌اي اساسي نيست و الا افراد به جاي آدامس، از شيريني استفاده مي‌كردند. اين كه مثلاً آدامس، ضمناً اگر شيرين هم باشد بهتر است، يا فرضاً طعم نعنا بدهد بهتر است، اين نكته‌اي جنبي است. اگر نويسنده و كارگرداني، اين چاشني‌ها و تكنيك‌هاي پهن نمودن خط تعليق را شناخت و به آن عمل كرد، تصور مي‌شود كه اثر او فيلم‌نامه دارد. اما يك سينماگر تا چه حد مجاز است با ذائقه‌ مخاطب بازي كند و با شيريني‌هاي كاذب، اصل ماجرا را بپوشاند؟! يكي از تكنيك‌هاي تعليق در سريال‌ها و سينماي امروز جهان، روابط عاطفي مثلثي شخصيت‌هاست. اما آن‌جا كه قصه‌گويي در قرآن، «احسن» خوانده شده است، به ويژه در ماجراي يوسف(ع)، يك رابطه عاطفي مثلثي مانند رابطه عزيز مصر و زليخا، با گرايش زليخا به يوسف، به گونه‌اي بيان مي‌شود كه هيچ حس شهوتي به خواننده آن آيات دست نمي‌دهد. اغلب مفسرين قرآن بر اين نكته تأكيد دارند. چگونه مي‌توان يك ماجراي عاطفي مثلثي را بيان كرد اما حس شهوت را برنيانگيخت؟! فرضاً اگر شما «قطام» را از سريال امام علي(ع) بگيريد، وضعيت تعليق آن چگونه مي‌شود؟ يا «ناريه» و «جاريه» را از «مختارنامه»؟! هنرمند بايد بدون افزودني‌هاي مجاز يا غيرمجاز، بتواند فراورده‌ هنري خود را به عنوان يك غذاي سالم روحي به مخاطب خود عرضه كند.

تيم ملك سليمان، به ويژه شهريار، مجتبي و ساير اعضاي گروه نه تنها ناآشنا با آن چاشني‌ها و تكنيك‌ها نيستند، بلكه آگاهانه تلاش كرده‌اند كه سينماي ملك سليمان را در شرايطي كه از تكنولوژي روز سينمايي بهره‌مند مي‌سازند، از ابعاد دراماتيك و حتي تراژيك كاذب بپيرايند. خط تعليق در يك اثر مستند، كاملاً باريك و در يك اثر داستاني مي‌تواند در اعلا درجه‌ خود، پهن باشد. مهم اين است كه در يك متن مقيد، مانند زندگي انبياء و ائمه(ع) هنرمندان ما به قيمت تحريف اصل ماجرا، دست به بسترسازي براي تعليق در اثر خود نزنند. شما مي‌توانيد يك فيلم سينمايي براي واقعه‌ي كربلا بسازيد و در بعد تراژيك آن، امام حسين(ع) را نماد آپولون، و شمر را نماد ديونيزوس بگيريد، و از ماحصل آن در تلقي ارسطويي از هنر، به كاتارسيز (اصل تصفيه) برسيد و مخاطب شما با ديدن اين نمايش تراژيك، به تصفيه برسد. اما اگر فقط به اين تكنيك‌ها پاي‌بند بوديد، يقيناً اصل ماجراي كربلا و روح ديني قيام امام حسين(ع)، در پاي ابعاد تراژيك هنر هِلِني، ذبح مي‌شود. بله مي‌پذيرم كه ذائقه‌ مخاطب، امروز به شيريني آدامس انترتينمنت در سينما عادت كرده است، اما فيلم ملك سليمان آغازي است بر دست‌يابي به مكتب سينماي فطري كه در آن به جاي سخن گفتن به زبان غريزه، مي‌توان با گوش و چشم فطرت انسان‌ها در جهان هماهنگ شد و فطري سخن گفت، همان‌گونه كه قرآن عظيم سخن گفته است. البته اميدوارم كه در قسمت دوم ملك سليمان، كه بلقيس وارد عرصه مي‌شود، شهريار بحراني به ورطه نامناسبات رايج نغلتد.

* حالا پرسش نخست خود را يك بار ديگر تكرار مي‌كنم، جايگاه فيلم ملك سليمان(ع) را در سينماي ايران چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

- فيلم ملك سليمان يك آغاز است نه يك پايان. اين فيلم، در ادامه‌ فيلم مريم مقدس، براي «بحراني» و «فرآورده» يك تجربه‌ ديگر بود كه بايد استمرار پيدا كند. مكتب سينماي ديني كه بتواند وحي را در زبان فطرت به حس تبديل كند، آرام آرام در حال شكل‌گيري است. سينماي ملك سليمان، يك قدم سينماي ايران را به سينماي «تراز» جهاني نزديك كرد.

سينماي ملك سليمان از يك نظر ديگر نيز آغاز راه است و آن جرأت حركت سينماي ايران به سمت پروژه‌هاي عظيم سينمايي است. هزينه‌هاي مادي و تحقيقاتي فيلم ملك سليمان بايد كف هزينه‌هاي پروژه‌هاي سينمايي كشور باشد و از اين حيث دست سينماگران باز باشد. تصور مي‌كنم امروز صنعت سينماي ايران معيارهاي كف را براي خود تعريف كرده است، معيار كف مخاطب، در سينماي اخراجي‌ها، و معيار كف سطح تكنيكي و فني و هزينه، در سينماي ملك سليمان. بايد تلاش كرد تا سينماي ايران از اين دو كف به سمت سقف خود، خيزهاي اصلي را بردارد. انشاءالله

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1389/08/26ساعت 14:32  توسط آنیتا  | 

عکس های شهاب حسینی در دیدار با مقام معظم رهبری

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/15ساعت 18:39  توسط آنیتا 
 منابع مالي براي توليد «شوق پرواز» تمام شد

خبرگزاري فارس: مدير پروژه مجموعه تلويزيوني «شوق پرواز» گفت: منابع مالي براي توليد مجموعه تلويزيوني «شوق پرواز» به پايان رسيده و ما به دنبال تأمين هزينه ساخت مابقي سريال هستيم.


ناصر دهقاني مدير پروژه مجموعه تلويزيوني «شوق پرواز» در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: تا به حال حدود 90 درصد از كار تصويربرداري سريال انجام شده ولي موسسه فرهنگي هنري شاهد براي تامين هزينه ساخت بخش پاياني با كمبود منابع مالي مواجه شده و فعلا كار تصويربرداري متوقف شده است.
وي افزود: ما در تلاش هستيم تا اين توقف تا 10 روز بيشتر طول نكشد و در اين فاصله بتوانيم هزينه مورد نظر را تأمين كنيم. چون هر روز كه پروژه تعطيل باشد، براي ما هزينه در پي دارد.
دهقاني در پاسخ به اين سوال كه بودجه ساخت سريال را از چه جايي تامين مي‌كنيد، اظهارداشت؟ بنياد شهيد، استانداري قزوين، تلويزيون و هر جاي ديگري كه بتواند به ما كمك كند، مي‌توانند در ساخت اين سريال به ما كمك كنند. اين سريال به سفارش بنياد شهيد و امور ايثارگران توسط تلويزيون در حال ساخت است و اميدواريم تلويزيون در اين زمينه بتواند به ما كمك كند.
بنابراين گزارش، مجموعه تلويزيوني «شوق پرواز» به همت مؤسسه فرهنگي هنري شاهد در 13 قسمت 45 دقيقه‌اي براي شبكه دو سيما ساخته مي‌شود.
فرهاد توحيدي، مهدي محمد نژاديان و حسين تراب‌نژاد فيلمنامه اثر را بر پايه زندگي واقعي شهيد عباس بابايي نوشته‌اند.
در مجموعه تلويزيوني «شوق پرواز» بازيگراني نظير شهاب حسيني، كوروش تهامي، افسانه بايگان، ستاره اسكندري، محسن افشاني،‌ الهام حميدي و ... ايفاي نقش مي‌كنند.


 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/08ساعت 16:12  توسط آنیتا 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا